![]() |
![]() |
|
| خدایا منعمم گردان.به درویشی وخرسندی |
|
علی.
اسم پسر عممه. ۱۰سالشه. نمیتونید تصور کنید این بچه با این سنش چه ارادتی به حضرت اباالفضل داره.یه تعصب خاص. از همون بچه گیش هم همینطوری بود. توی نمایش کاه کتاب بین کتابای قصه و مجله های ماشین و...که خریده بود یه کتاب دیدم در مورد کربلا و عاشورا و امام حسین و حضرت اباالفضل. خوندش. کلی هم از توش سوال پرسید. یه روز داشتم باهاش فوتبال دستی بازی میکردم. ۳تا گل عقب افتاده بود. گفتم"علی.باختی!" یه مکث کرد گفت:"آماده ی گل خوردن باش.قسم میخورم که میزنم!" گفتم"علی واسه بازی؟!قسم؟اگه نشه چی؟" گفت :"میشه!" چشماش رو بست گفت"یا اباالفضل" بعد توپ رو انداخت تو زمین.....گل شد!!! گفتم:"علی اگه نمیشد چی؟تو اسم حضرت ابالفضل رو آورده بودی!" گفت"امکان نداره اسمش رو بیارم و نشه! ما با هم رفیقیم!!" خیلی برام قشنگ بود.ارادتش .با همون دنیای بچه گیش! ولادت حضرت ابالفضل مبارک الهیکه یه نگاه کوچولو بهمون بکنه.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 12:29 توسط فاطمه |
|
|
بسم رب الحسین السلام علی الحسین خرم اي دل که جهان پر زسرور است، امشب میلاد مولای عشق مبارک خیلی آرزوی کربلا دارم الهیکه قسمتم بشه و قسمت همه ی اونایی که آرزوش دارن. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 10:57 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 |
| پیوندها |
|
ستاره زد سلام کن صوفیان نوشه جات |
|
RSS
|